
شاید من که هنوز منتظرم این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «شاید من که هنوز منتظرم» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. از اول هم آمده بودم که زودتر بروم هنوز هم چمدان را باز نکردم . میدانی که از همان اول هم قصد ماندن نبود. فقط نمیدانم چرا اینبار زمان به درازا کشید. شاید هم روزها طولانی تر شدند آن هم ب...
ادامه مطلب
هدیه این روزها این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «هدیه این روزها» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. شاید این روزها که می آیند و زود زود تمام می شوند هدیه ای باشد برای فراموشی, برای سپری شدن و جاری شدن در خلسه ابدی زمان.همیشه که نباید منتظر بود تا کسی بیاید و تمامیتتان را به گند بکشد و برود. همیشه ک...
ادامه مطلب
شاید این روزها که می آیند و زود زود تمام می شوند هدیه ای باشد برای فراموشی, برای سپری شدن و جاری شدن در خلسه ابدی زمان. همیشه که نباید منتظر بود تا کسی بیاید و تمامیتتان را به گند بکشد و برود. همیشه که نباید منتظر بود تا اتفاق های بد به استقبالمان بیایند . میشود از این مابین زمین و هوا بودن هم لذت ب...
ادامه مطلب
از اول هم آمده بودم که زودتر بروم هنوز هم چمدان را باز نکردم . میدانی که از همان اول هم قصد ماندن نبود. فقط نمیدانم چرا اینبار زمان به درازا کشید. شاید هم روزها طولانی تر شدند آن هم برای اینکه تو به یکبار رفتی. اینجا انگار دیگر نصف النهار و خط استوا هم معنی ندارد. دیگر زمین به دو قسمت مساوی تقسیم نشده . خط زمین را هم دست کاری کرده اند و برده اند بالا و شاید هم پایین. اصلا دیگر چه فرقی میکند فقط میدانم که روزها و شبها هی کش آمدند و بلند و بلندتر شدند. دیگر بقیه اش به من ربط ندارد. خلاصه این شد که اینبار زمان بیشتری ماندم . اما خب میدانی به زودی همه زمانها به سر...
ادامه مطلب
قبلا فکر میکردم درست جایی هستم که باید باشم .فکر میکردم دارم راهی رو طی میکنم که درسته و برای من مقدر شده و همیشه حضور نیرویی قوی تر رو به نام خدا در حمایت و قدرت بخشیدن به خودم حس میکردم و میدونستم که برگزیده ام برای او.... اگر جایی اتفاقی میافتاد می دونستم که کوتاهی خودم بوده در زمانی که حقم رو دو دستی تقدیم بقیه میکردم و با تمام وجود حاضر به پس دادن تاوانش هم بودم . تا چند ماه پیش هم میگفتم بیخیال! ادعا کردن ولی درکت نکردن, تنهات گذاشتن وقتی نیازشون رو مرتفع کردی, کارت رو اصول و قواعد دیگران نبود به جاش هزارتا حرف زدن بهت .... خب به درک . آخرش تو راه خودتو ...
ادامه مطلب