شاید این روزها که می آیند و زود زود تمام می شوند هدیه ای باشد برای فراموشی, برای سپری شدن و جاری شدن در خلسه ابدی زمان.
همیشه که نباید منتظر بود تا کسی بیاید و تمامیتتان را به گند بکشد و برود. همیشه که نباید منتظر بود تا اتفاق های بد به استقبالمان بیایند .
میشود از این مابین زمین و هوا بودن هم لذت برد, مثل وقتی که چشمهاتون رو از مستی روی هم میگذارید و دنیا با سرعت هر چه تمام تر میچرخد و می چرخد و ... تا زمانی که خود خدا بالاخره بیاید و تمام روحتان را با جزئیات بالا بیاورید. همون موقع هست که خدا هم از افرینش همچین موجوداتی پشیمان خواهد شد و به خود خواهد گفت که من هم این موجود دو پای پر از ریا و دروغ را نمیشناسم, چه کردم با زمین...
برچسب:
نویسنده: رادین نوری