
شاید من که هنوز منتظرم این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «شاید من که هنوز منتظرم» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. از اول هم آمده بودم که زودتر بروم هنوز هم چمدان را باز نکردم . میدانی که از همان اول هم قصد ماندن نبود. فقط نمیدانم چرا اینبار زمان به درازا کشید. شاید هم روزها طولانی تر شدند آن هم ب...
ادامه مطلب
فراموش نخواهم کرد در ادامه، هر آنچه باید درباره «فراموش نخواهم کرد» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. روزی برای پر کردن یک پرسشنامه کاری از اطرافیانم سوالاتی رو در مورد خودم پرسیدم . علت این بود که تصور میکردم شاید شناختی از تواناییهای من داشته باشند که خب البته نداشتند . ( از اونها گله ای نیست اشتباه محض از خود...
ادامه مطلب
یک سال و شش روز در این گزارش به بررسی کامل «یک سال و شش روز» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بدو بدو و هماهنگی و سفارش دسته گل ! ... آمد و تمام شد. باز هم نیست . باز هم رفت . سکوتی ابدی و آرامشی جاودانه میخواهم اما باور ندارم تنها راهش نبودن است. شاید هم جرات باورش را ندارم . سوالات متداول...
ادامه مطلب
قرص ها در این گزارش به بررسی کامل «قرص ها» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پیری هم عجب داستان عجیبی دارد. چقدر خاطره دارد چقدر غم دارد. پر از روزها و شبهای طولانی، بعضی از شبها انگار هیچ وقت قرار نبود به صبح برسند - چه شبهای بدی -. خدا پدر و مادر کسی که قرص های خواب آور را اختراع کرد بیامرزد...
ادامه مطلب
روزی برای پر کردن یک پرسشنامه کاری از اطرافیانم سوالاتی رو در مورد خودم پرسیدم . علت این بود که تصور میکردم شاید شناختی از تواناییهای من داشته باشند که خب البته نداشتند . ( از اونها گله ای نیست اشتباه محض از خودم بود) .اشتباه اول اینکه تصور کردم سایرین میتونن بر اساس دیده ها و خصوصیاتم اطلاع نسبی از من بدست بیاورند ولی با احترام، احمق تر از این حرفها بودند و اشتباه دوم اینکه مقیاس سنج...
ادامه مطلب
روزی برای پر کردن یک پرسشنامه کاری از اطرافیانم سوالاتی رو در مورد خودم پرسیدم . علت این بود که تصور میکردم شاید شناختی از تواناییهای من داشته باشند که خب البته نداشتند . ( از اونها گله ای نیست اشتباه محض از خودم بود) .اشتباه اول اینکه تصور کردم سایرین میتونن بر اساس دیده ها و خصوصیاتم اطلاع نسبی ا...
ادامه مطلب
از اول هم آمده بودم که زودتر بروم هنوز هم چمدان را باز نکردم . میدانی که از همان اول هم قصد ماندن نبود. فقط نمیدانم چرا اینبار زمان به درازا کشید. شاید هم روزها طولانی تر شدند آن هم برای اینکه تو به یکبار رفتی. اینجا انگار دیگر نصف النهار و خط استوا هم معنی ندارد. دیگر زمین به دو قسمت مساوی تقسیم نشده . خط زمین را هم دست کاری کرده اند و برده اند بالا و شاید هم پایین. اصلا دیگر چه فرقی میکند فقط میدانم که روزها و شبها هی کش آمدند و بلند و بلندتر شدند. دیگر بقیه اش به من ربط ندارد. خلاصه این شد که اینبار زمان بیشتری ماندم . اما خب میدانی به زودی همه زمانها به سر...
ادامه مطلب
قبلا فکر میکردم درست جایی هستم که باید باشم .فکر میکردم دارم راهی رو طی میکنم که درسته و برای من مقدر شده و همیشه حضور نیرویی قوی تر رو به نام خدا در حمایت و قدرت بخشیدن به خودم حس میکردم و میدونستم که برگزیده ام برای او.... اگر جایی اتفاقی میافتاد می دونستم که کوتاهی خودم بوده در زمانی که حقم رو دو دستی تقدیم بقیه میکردم و با تمام وجود حاضر به پس دادن تاوانش هم بودم . تا چند ماه پیش هم میگفتم بیخیال! ادعا کردن ولی درکت نکردن, تنهات گذاشتن وقتی نیازشون رو مرتفع کردی, کارت رو اصول و قواعد دیگران نبود به جاش هزارتا حرف زدن بهت .... خب به درک . آخرش تو راه خودتو ...
ادامه مطلب
امروز داشتم فکر میکردم چرا همه ناشران شهر با من لج هستند. شاید ایشان هم با باد و خورشید دستشان در یک کاسه است. چرا حتی یکی از شعرهایم را برایت چاپ نکردند تا حداقل در هر ناکجا آبادی که بودی به هر طریقی بدستت برسد این کاغذ پاره ها (یادت هست 20 سال پیش برای هم نامه می نوشتیم ) . خوب که فکر کردم دیدم ای دل غافل چرا یادم نبود ... من که هنوز برایت شعری نگفته ام. گذاشتم همه دردهایم را وقتی چشمم به چشمت افتاد به ناگاه فقط و فقط برای خودت بگویم, باور کن تمامش از دیوان شمس و شاهنامه هم بیشتر میشود ... تو که میدانی : تنها مرد خوش تیپ و جذاب زندگیم هستی که بدون هیچ چشمداشتی پ...
ادامه مطلب
خدا را چه دیدی شاید یک روزی امدی. شاید یک روز وقتی در را باز کردم و چراغ را روشن کردم, تورا درست مقابلم روی همان مبلی که دوست داشتی نشسته, دیدم. خدا را چه دیدی شاید همه اینها که میگویند تو نیستی خودشان بیایند و بگویند که دروغ می گفته اند. بیایند و بگویند همه اینها تنها برای اذیت کردن من بوده .باور کن اگر تورا برایم بیاورند کاریشان ندارم که هیچ، حتی مژدگانی هم میدهم. تمام دار و ندارم را . تمام نداشته هایم را. همه شهر را برایت روشن میکنم . همه را دعوت میکنم . مطمنم که من مرده ام ولی نمیدانم چرا همه فکر می کنند تو مرده ای. تو دیگر نیستی. تو مارا ترک کرده ای .ب...
ادامه مطلب