خرید بک لینک

تمام تقویم های سالهای گذشته را دور ریختم. تمام حال و هوای به جا مانده از گذشته را.

دیگر نه خیال می بافم و نه در رویا سفر میکنم.

گذشته تمام شد, تنها تلی از خاطرات باقی مانده بود که آن را هم دور ریختم، بماند که فقط خاک و خستگی ناشی از به دوش کشیدنش با من ماند و رد و اثری بر چهره ام.

دارم سعی میکنم دیگر خاطره بازی نکنم و با حال این روزها در زمان سیر کنم. من که زمان را درک نمیکنم پس رهایش میکنم ، چون او هم مرا درک نکرد . داریم با هم کنار می آییم ، سخت است اما قابل تحمل.

دیگر هیچ چیز غیر قابل تحملی وجود ندارد ... .

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۱/۱۴ساعت 16:30&nbsp توسط ساحل |

برچسب: خاطره,بازی, نویسنده: رادین نوری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:02

صفحه بندی