خرید بک لینک

روزی برای پر کردن یک پرسشنامه کاری از اطرافیانم سوالاتی رو در مورد خودم پرسیدم . علت این بود که تصور میکردم شاید شناختی از تواناییهای من داشته باشند که خب البته نداشتند . ( از اونها گله ای نیست اشتباه محض از خودم بود) . اشتباه اول اینکه تصور کردم سایرین میتونن بر اساس دیده ها و خصوصیاتم اطلاع نسبی از من بدست بیاورند ولی با احترام، احمق تر از این حرفها بودند و اشتباه دوم اینکه مقیاس سنجش رو برای خودم، گفته های دیگران گذاشتم که خب در این زمینه تنها خودم عصبانی هستم که چرا از اعتمادم به خودم کم شد.

بعد از اون زمان، بنا به مسایلی که تو زندگیم پیش اومد و سبب شد تمرکزم حتی برای مسایل کوچک و دلخوشی های کوچیک برای زندگی کردن رو هم از دست بدم ، خودم رو به چالش کشوندم .

اول نقاشی رو شروع کردم بعد هم رفتمسراغ ساز . الان بعد گذشت 15 جلسه از نقاشی و حدود 8 جلسه از ویالون راضی هستم و با دلگرمی های استادم ، دلگرم تر میشم. فهمیدم کسی که اون روز بهم خندید که تو حتی نت نمیتونی بخونی فقط یه احمق بود نه یه دوست ... که کی گفته من نمیتونم ساز بزنم سخت ترینش رو انتخاب کردم البته فقط به خاطر دل حمید مطمنم صداش روم میشنوه چون فقط به خاطر حس کردن اونه که دارم تلاش میکنم.....

در این بین یه دوره آزمونهای به هم پیوسته و هدفمند رو هم از مهر ماه شرکت کردم و با غرور تنها نفر از سازمانی که درش کار میکنم بودم که تایید شد و البته جزو 22 نفر از حدود 400 نفر شرکت کننده صنعت نفت تهران.

اینها رو گقتم نه به خاطر ایجاد ویترین فقط خواستم اینجا بگم که هیچ وقت افرای که بهم خندیدن و مسخرم کردن و من رو خاطی و احمق فرض کردن فراموش نخواهم کرد. بازی روزگار خیلی ادم رو میچرخونه ولی همه چیز به وقتش...

+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۱/۲۶ساعت 16:15&nbsp توسط ساحل |

برچسب: فراموش,نخواهم, نویسنده: رادین نوری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:02

صفحه بندی