موقع تمام شدن رسیده,
درست از نظر زمانی به پایان دنیا رسیده ایم. مطمانم خدا یادش رفته تا دکمه خاموشی روبزنه .
خدایا لطفا بیدار شو، اینجا این پایین هر کس داره هر کاری میکنه. قدیما میگفتن تو از اون بالا مارو ببینی حتی وقتهایی که داشتیم دروغ می گفتیم و می شدیم بزرگترین دشمنت.. پس الان کجایی!!. التماست می کنم, باور کن تهش هیچی نیست ... تنها به فرشته هات بگو یه دکمه رو فشار بدن ، زحمتی نیست .
این پایین یک عالمه مادر چشم انتظار جوونهاشونن که حتی ندیدنشونن و رفتن . یه عالمه زن منتظر همسرانشون تا شب برسن و ته مونده غر های نگفته مهمونی دیشب خونه مامانشون رو سرش خالی کنن .پس کی قراره جواب این بچه ها رو بده . بیچاره خواهرهاشون بیچاره برادراشون بیچاره پدرهاشون...
این پایین یه عده سوختن، یه عده له شدن, یه عده تو بهمن موندن ، یه عده شب خوابیدن و صبح بیدار نشدن و یه عده هم کشته شدن, به همین راحتی حتی از آوردن در کلام هم راحت تر.
لطفا اسفند رو از تو تقویمت بردار. چون من هنوز باور ندارم. هنوز هم مطمین هستم حمید زیر اون سنگ جا نمیشد. مطمنم قدش بلند تر از این سنگ سرد لعنتیه . امسال رو از تقویمت بردار برای تو که کاری نداره.
برچسب:
نویسنده: رادین نوری